محمد فرشی

۳ مطلب در خرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

برای درج نیم‌فاصله، کافی است در حالتی که صفحه کلید در حالت فارسی است کلیدهای CTRL+SHIFT+2 را فشار داد. این ترکیب در ++Notepad کار نمی‌کند، زیرا این ترکیب کلیدی برای دستور دیگری در این ویرایشگر تعریف شده است. برای برگرداندن این خاصیت به این ترکیب کلیدی، کافی است تعریف این ترکیب از ++Notepad حذف شود. برای این منظور به منوی Settings->Shortcut mapper  بروید و در پنجره باز شده پایین بیایید تا ترکیب فوق را در جدول ببینید. کافی است در خط مربوطه CTRL+SHIFT+2 را به چیز دیگری تبدیل کنید. در شکل زیر این ترکیب به CTRL+SHIFT+U تبدیل شده است.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۰۱
محمد فرشی

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود

 گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود

 گاهی بساط عیش خودش جور می شود 

   گاهی دگر، تهیه بدستور می شود

 گه جور می شود خود آن بی مقدمه  

 گه با دو صد مقدمه ناجور می شود

 گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است                 

گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود

 گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست             

گاهی تمام شهر گدای تو می شود…

 گاهی برای خنده دلم تنگ می شود                  

گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود

 گاهی تمام آبی این آسمان ما                           

یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود

 گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود              

از هر چه زندگیست دلت سیرمی شود

 گویی به خواب بود جوانی‌ مان گذشت                

گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود

 کاری ندارم کجایی چه می کنی                       

بی عشق سرمکن که دلت پیرمی شود

قیصر امین پور

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۳۵
محمد فرشی

هرچند زیاد اهل استخاره کردن نیستم، ولی برای موضوعی چند روز پیش استخاره کردم و آیه زیر از سوره مبارکه یوسف آمد:


بسم الله الرحمن الرحیم

وَجَاؤُواْ أَبَاهُمْ عِشَاء یَبْکُونَ

قَالُواْ یَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَکْنَا یُوسُفَ عِندَ مَتَاعِنَا فَأَکَلَهُ الذِّئْبُ وَمَا أَنتَ بِمُؤْمِنٍ لِّنَا وَلَوْ کُنَّا صَادِقِینَ

وَجَآؤُوا عَلَى قَمِیصِهِ بِدَمٍ کَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنفُسُکُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِیلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ


شب هنگام ، گریان نزد پدرشان باز آمدند

گفتند : ای پدر ، ما به اسب تاختن رفته بودیم و یوسف را نزد کالای خودگذاشته بودیم ، گرگ او را خورد و هر چند هم که راست بگوییم تو سخن مارا باور نداری

جامه اش را که به خون دروغین آغشته بود آوردند گفت : نفس شما ، کاری ، را در نظرتان بیاراسته است اکنون برای من صبر جمیل بهتر است و خداست که در این باره از او یاری باید خواست


آن روز خیلی متوجه نشدم برای چیست. اما امروز مسائلی پیش آمد که کاملا آیه بر موضوع منطبق شد.

خداوند انشاالله عاقبت همه ما را ختم به خیر کند. خدا نکند ما نیز عملکردمان یوسف در چاه انداختن و دروغگویی به دنبال آن برای رسیدن به بهره‌ای بیشتر از این دنیا باشد. اگر در موضع یوسف در چاه انداختن قرار گرفتیم، انشاالله خداوند عاقبت برادران یوسف را به خاطرمان بیندازد. اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۳۳
محمد فرشی